function GetBC(lngPostid)
{
intTimeZone=33042;
strBlogId="10908";
intCount=-1;
strResult="";
try {
for (i=0;i تا آنجا که نفس در سینه است ، یک نفس دوستت دارم هر کسی ادعای دیوانگی دارد در این دنیا من برای توام و تا ابد در قلب تو این حکایت همیشه میماند در عشقمان! هنوز هم نمیفهمد معنای واقعی عشق را ، من عاشقت شدم و یک قدم پا گذاشتم ، همه ی گذشته ها را جا گذاشتم ، تا رسیدم به تویی که همین سوی دنیایی ، در کنار همین ساحل دریایی! نفرت و فراموشی ها در همانجا بماند ، تا یکجا برسیم به هم ، همانجا قدم بزنیم در کنار هم ، برویم و برویم تا برسیم به نهایت عشقمان! نه در اینجا تاریکی است و نه دلهره از آنهایی که خاموشی را به همراه خود دارند ! حالا با آن چشمان زیبایت عمق قلب مرا ببین که تا کجاها دوستت دارم… دیووووووووووونتم عششششششششششقه من...

تا آنجا که دنیایی هست و من زنده در این دنیا ، دوستت دارم
تا اوج آسمان ، به رنگ عشق ، به رنگ روشنی ها…
تا آنجایی که کسی نمیبیند ، تا جایی که کسی نمی آید ، دوستت دارم
و از نهایت بی نهایت میگذرد ، نه شبیه لیلی و نه مثل مجنون قصه ها
لیلی و مجنون ها می آیند و میروند در این روزها ،
من نه مجنونم و نه فرهاد تو ، من هستم عشق بی همتای تو ،
ما برای هم زنده ایم ، نه به عشق دیگران ،
و آنکه ادعا کرد عاشق است و دل زد به دریاها ، رفت به سوی آن دنیاها ،
تو همینجایی در قلب من ، به خاطر عشق گذشتیم از هم ، تا از این گذشتن ها تنها عشق به جا بماند ،
با تو رسیدم تا آنجایی که دلهایمان به آرامش میرسند ، قلبهایمان طعم واقعی با هم بودن را میچشند،
تا آنجایی که هیچکس جز من و تو نمیبیند دوستت دارم ،
![]()