|
یکشنبه 16 تیر 1392 :: 00:57 :: نويسنده : love song
داستان آموزنده: پسری دختره زیبایی را دید،شیفتش شد... چند ساعتی با هم تو خیابون قدم زدن که یهو..! بنزگرون قیمتی جلو پاشون ترمز زد... دختره به پسره گفت:خوش گذشت ولی نمیتونم همیشه پیاده راه برم بای... نشست تو ماشین راننده بهش گقت:خانم ببخشید من راننده این آقا هستم لطفا پیاده شید!!!
یکشنبه 16 تیر 1392 :: 00:05 :: نويسنده : love song
دختره موهاش مش خفن!
شنبه 15 تیر 1392 :: 18:52 :: نويسنده : love song
پسر نگاهی به دختر کرد و گفت: حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خیلی بی تفاوت گفت کاشکی همین الان دنیا تموم بشه ... وقتی چشماشو باز کرد پسررو ندید فقط چند تا حباب رو آب دید ...
شنبه 15 تیر 1392 :: 18:46 :: نويسنده : love song
...به سلامتی دختری که خنده و شوخی ها و لوس بازی هاش فقـــــــــــــط واسه عشـــــــــقشه ..با پسر غریبه شوخی نمیکنه ،نمیخنده ... میدونه عشقش اذیت میشه با این کار
شنبه 15 تیر 1392 :: 18:16 :: نويسنده : love song
وقتی حس میکنم
جایی در این کره خاكی ... نفس میکشی و من هم از همان نفسهایت نفس میكشم آرزو میكنم " فقط باشی ! برای زنده ماندنم كافی است … بوی تو و هوای تو عشقه من!!!
شنبه 15 تیر 1392 :: 17:12 :: نويسنده : love song
مات شدم بقیه اس ام اس ها در ادامه مطلب... ادامه مطلب ...
شنبه 15 تیر 1392 :: 01:23 :: نويسنده : love song
برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست. دفتری پر ز ورق، نمره بیست، یا اسکناس های دویست، لازم نیست. لباسی پر ز طلا، لازم نیست. نه ، لازم نیست! نیازی به فریاد حوادث نیست. موسیقی باران، برای دلخوشی کافیست. سلامی به پدر، نگاهی به خواهر کافیست. برای خوشبخت بودن، آغوش گرم یک مادر کافیست. سواری روی موج خیال، نشستن کنار یادگاریها، رفتن میان خاطره ها کافیست. برای خوشبخت بودن، یک احساس کوچک خوشبختی کافیست .... .
شنبه 15 تیر 1392 :: 01:22 :: نويسنده : love song
باور کن . . .نه درگــیرِ تــــــو شده ام و نه حسی دارم به تــــو اصلا می خواهی همه چیز را برگردانم به روز اولش؟ تــــــــو یک دوست معمولی شوی و مـــن . . .نـــه (!) ممکن است دوباره عاشـــ♥ــــقت شوم لعنتی . . .
شنبه 15 تیر 1392 :: 01:19 :: نويسنده : love song
از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :
چهارشنبه 12 تیر 1392 :: 15:23 :: نويسنده : love song
خیلی دوستت دارم تنها بهونه زنده بودنم... |
||